| |
|
| |
|
يادداشت |
|
ويژه نامه خاتمي نشريه منفي |
|
ناشناس |
|
|
اين
يادداشت يکي از يادداتهايي بود که به اي -ميل منفي رسد اما
متاسفانه نام نويسنده برايمان نامعلوم است - به هر حال از اين دوست
عزيز تشکر مي کنيم .
وقتي آمد تو استاديوم آزادي، وقتي داشت سخنراني ميکرد، يک عده
اومدن داد کشيدن "مرگ بر آمريکا"....اين همه روشنفکر داريم با
خروار خروار ادعاي مبارزه و آزاديخواهي...خاتمي بود که گفت...ما
اومديم از زندگي صحبت کنيم، و از زيباييهاش...نه از مرگ!
خاتمي نه ترمز آزاديخواهي بود، و نه
مظهر بزدلي و خيانت. ادبياتمونو عوض کنيم. بزدلي و خيانت کلمات
خيلي بزرگي است...به آدمي مثل خاتمي نميچسبه! .
خاتمي با خودش اميد رو آورد. چيزي که از ادبيات روزمره ما حذف شده
بود. بهمون شخصيت داد...گذاشت بهش بتوپيم، غر بزنيم، فحشش
بديم...با ما از قانون گفت...که حتي قانون بد هم از بي قانوني
بهتره. خاتمي ادبيات سياسي و فرهنگي ما رو عوض کرد.خاتمي جلوي
انفجار کور رو گرفت. همون جلوگيري که شما ميگين ترمز آزاديخواهي
بوده! ديدي که تندروي و چپ روي چه کرد. هاشمي، با تمام افسانه ها و
واقعيت ها که راجع بهش ساختن و گفتن، از رأي ما تو دوم خرداد
پاسداري کرد. نذاشت تقلب کنن. رفت تو ستاد انتخابات تا اعلام نکردن
نيومد بيرون. تو اين سالها چه کرديم جز فحش...جز تخريب...همين شد
که اصلاحات از پشتوانه خيلي قوي محروم شد.
خاتمي يادمون داد تندروي آخر عاقبتش چي ميشه، که افراط طرف مقابل
رو هم به افراط ميکشه.ديدين که همه اوناييکه سايه هاشمي رو باتير
ميزنن، باز هم مثل موش رفتن پشت قباش قايم شدن.

منتها خاتمي بهمون سعي کرد داشتن پرنسيپ سياسي، داشتن اخلاق شکست
رو ياد بده...نميدونم. فحش دادن به خاتمي خيلي راحته...مخصوصا الان
که انتقاد به خاتمي داره ميشه مد روز روشنفکري. از فريبرز رييس
دانا انتظار نداشتم...ولي چه ميشه گفت. بالاخره از سر صدقه جامعه
مدني آقاي خاتمي زبونها باز شد، حالا گيرم بيشترش به فحش و
ناسزا.خاتمي رفت، و هشت سال هم باهاش رفت.
وقتي آمد بيست و سه سالم بود، الان سي و يک...قبلا هم گفتم. من ازش
خدا نساختم. ولي از اينکه بهم شخصيت داد، اونم تو جايي که هنوز
يکسال قبلش به خاطر يک نوار، هشت نفر به دو نفر به ضرب قنداق تفنگ
کتکي خوردم که صداي سگ کردم، ازش متشکرم، بهش احترام ميذارم، و اگر
سنم کمتر بود، حتما اشک هم ميريختم... |
|
|
|
|
|
|