| |
|
| |
|
گذشت، مثل برق و باد |
|
ويژه نامه خاتمي نشريه منفي |
|
غريبه |
|
|
تمام شد. هشت سال گذشت. مثل برق
وباد. بالاخره تمام شد و مردي ديگر از اريکه قدرت پائين آمد. رئيس
جمهور خاتمي آخرين روز رياست خود را تجربه مي کند.
مي توانيم او را تخطئه کنيم، مي توانيم ناسزايش بگوئيم، مي توانيم
خائنش بخوانيم، مي توانيم ... و عجبا که او تنها مرد بر کرسي قدرت
نشسته بود که هم در زمان رياستش توانستيم بي پروا تخطئه اش کنيم،
ناسزايش بگوئيم، خائنش بخوانيم و اتفاقي هم برايمان نيفتد.
نمي خواستم وداع با خاتمي را اينگونه شروع کنم. اما در پاسخ ايرج
خان گل گلاب مي گويم که عزيز دل برادر دوست داشتن منطق نمي خواهد
اگرچه من براي دوست داشتن خاتمي دلايلي دارم. شايد به آنها بخندي و
ناچيز و بچه گانه بخوانيشان، ولي اجازه بده من دلايلم را داشته
باشم و تو هم دلايلت را. بگذار آينده هم قضاوت کند. همه چيز در حال
شکل نمي گيرد. مگر وقتي مصدق را با کودتا سرنگون کردند کسي ستايشش
مي کرد؟ چند سال طول کشيد تا آن دلايل بچه گانه دوست داشتن او به
منطق قوي طرفداران آزادي و امنيت و استقلال و هزار کوفت و زهر مار
ديگر تبديل شود؟ فرصت بده عمو ايرج...
هشت سال گذشت. اينکه بر ما در اين هشت سال چه گذشت را همه مي
دانيم. تکرارش هم ملال آور است. مهم اين است که اين هشت سال با ما
گذشت. اگر امروز رگهاي گردنمان بيرون مي زند و همه عالم و آدم را
ناسزا مي گوئيم و طلبکاريم نتيجه همين است که اين هشت سال با ما
گذشت. برايش اهميت قائليم. از نظر من فرقي نمي کند به خاتمي ناسزا
بگوئيم يا نگوئيم. پهلوان زنده را عشق است. خاتمي رفت و به تاريخ
حکومت پيوست. تمام شد. دوست دارم بدانم اين چهار سال يا هشت سال
آينده هم با ما مي گذرد؟
و اما آقاي خاتمي،
هشت سال با ما بودي و ما با تو نبوديم. من و ما در ذاتمان، در
اعماق وجودمان، دموکراسي را برنمي تابيم. رئيسي از نظر ما خوب است
که بگويد همين که من مي گويم. رئيسي از نظر ما خوب است که هاله
قدسي پيرامونش ببينيم. روشنفکر بودن و آزاديخواهي در حرف راحت است.
پاي عمل که برسد همه ما مخلص ديکتاتوري هستيم. و تو ديکتاتور
نبودي. همين براي اين که بگوئيم از نظر ما رئيس جمهور خوبي نبودي
کافي است. اينطور نيست؟
من نمي دانم تا کي مي خواهيم رويه پدرانمان را در پيش بگيريم. تا
کي مي خواهيم براي آن کس که در بالاست ناسزا خرج کنيم و وقتي رفت
براي بعدي و بعدي. ما همه مان بچه بوده ايم و خيلي هامان به پدر و
مادرمان لااقل يکبار هم که شده گفته ايم «براي من که کاري نکرده
اي». حالا که خيلي هامان پدر و مادر شده ايم مي فهميم چه گفته ايم
و حدس مي زنيم به يک پدر يا مادر چه حالي دست مي دهد وقتي فرزندش
اينطور خطابش مي کند و او دم نمي زند. به نظرم خاتمي هم الان همين
حال رادارد. او مي داند براي اين ملک و ملت چه کرده و خداي او هم
مي داند، همين. و باز هم اين اوست که پدرانه و بزرگوارانه در جواب
اين حرف لبخندي تحويل مي دهد، گرچه تلخ.
و چه خوب بود ما ظرفيت داشتيم و امروز نه به تلخي، که با وقار و
متانت مي گفتيم خداحافظ آقاي رئيس جمهور.
خداحافظ خاتمي.
 |
|
|
|
|
|
|