سال اول / شماره 6
 دوشنبه 17 مرداد  سال 84

 
 




  در باره منفي   

شناسنامه    

شماره 6 (ويژه نامه خاتمي)

شماره 5
شماره 4
شماره 3
شماره 2
شماره 1

براي پشتيباني از "منفي" ، با کپي تگ زير در سايت يا وبلاگ خود، ما را ياري نماييد.

نشريه الکترونيکي منفي

اخبار روز

لطفا براي همکاري و ثبت لينک دوستان با info@manfi.net مکاتبه نماييد

براي اطلاع از آخرين تغييرات و به روز رساني هاي نشريه الکترونيکي منفي، در خبرنامه ما ثبت نام کنيد

 

 

 

  قصه ي ما راست بود

  ويژه نامه خاتمي نشريه منفي

  فواد خاک نژاد | foaad [at] manfi [dot] net

 
براي نوشتن اين يادداشت دچار ابهامات فراواني شدم . طرح اين پرونده براي تقدير از محمد خاتمي پنجمين رئيس جمهور ايران بود اما من باز هم دچار ابهام بودم چون خاتمي در دوران فعاليت خود هم نکته ي مثبت داشت و هم نکته ي منفي . به راستي در اين پرونده بايد به کدامشان بپردازيم ؟ آيا بايد مانند خيلي ها اسير احساسات مي شديم و چون دوران خاتمي به پايان رسيده بود بايد فقط از او تقدير مي کرديم و فقط از نکات مثبت اش مي گفتيم و يا بايد با نگاهي وسيع تر به فعاليت هاي خاتمي نگاه مي کرديم ؟


خاتمي هر چه کرد يا نکرد پديد آورنده ي موجي از آگاهي هاي سياسي و فرهنگي در کشور بود . خاتمي هر چه کرد يا نکرد با مردم صادق بود و حرفش را رک و راست با مردم در ميان مي گذاشت .


خاتمي مردم را هم وارد عرصه ي سياست کرد ، جوانان را آگاهي داد و به آنان فهماند که اين بار واقعا ( واقعا" ) مي توانند در سر نوشت کشور سهيم باشند .

خاتمي توانست به بعضي ها بفهماند که سنگ اندازي هايشان ديگر کارساز نيست و مردم ( تا حدي ) به شعور سياسي رسيده اند . مردم مي خواستند به دريا بزنند تا تر شوند ، مي خواستنند شاد شوند ، از ستم آزاد شوند .


[ پريا هيچي نگفتن ، زار و زار گريه مي کردن پريا . مث ابراي باهار گريه مي کردن پريا ] *


خاتمي نمي خواست خود پديد آورنده ي يک اپوزيسيون باشد چون رئيس جهور بود و يک رئيس جمهور نبايد [ ...] . اما خواست با آقايان صحبت کند تا آنها هم اسير جريان شوند ، آنها هم درگير اصلاحات شوند ... نمي دانم چرا ولي هميشه برايم چنين برخوردي با يک مخالف عجيب بوده است . شعار اول خاتمي اين بود : زنده باد مخالف من !


[ خب ، پرياي قصه ، مرغاي پر شيکسه ، آبتون نبود ، نونتون نبود ، چايي و قليونتون نبود ؟ کي بتون گفت که بياين دنياي ما ، دنياي واويلاي ما ، قلعه ي قصه تونو ول بکنين ، کارتونو مشکل بکنين ؟ ]


اما بايد به خاتمي حق داد . کار کردن و اصلاح کردن بسيار مشکل است . آن هم در ايران امروز ، وقتي که اکثر مردم ما هنوز اسير سنت ها و تابوهايي هستند که دست از سرشان بر نمي دارد . فعاليت در اين فضاي بسته واقعا مشکل است :


[ دنياي ما عيونه ، هر کي مي خواد بدونه . دنياي ما خار داره ، بيابوناش مار داره ، هر کي باهاش کار داره ، دلش خبر دار داره . دنياي ما يزرگه ، پر از شغال و گرگه ]


شايد ما هم پرتوقع بوده ايم ، شايد چيزهايي مي خواستيم که از عهده ي او خارج بود . اما ما رستگاري مي خواستيم ، ما هواي تازه مي خواستيم ( منظورم آن هواي تازه ي معروف نيست ! ) مي خواستيم به يک آزادي برسيم به يک ...


[ شرابه رو سر کشيدم ، پاشنه رو ورکشيدم، زدم به دريا تر شدم . از آن ورش به در شدم ]


مي خواستيم بخوانيم :


[ دلنگ دلنگ شاد شديم ، از ستم آراد شديم ، خورشيد خانوم آفتاب کرد ، کلي برنج تو آب کرد ]


اما اين هشت سال هر چه بود پايان يافت . با تمام خوشي ها و بدي هايش . با همه ي 18 تيرها و گنجي ها و آقاجري هايش . با همه ي NGO ها و گفتگوي تمدنهايش .اما هنوز بايد زنده بود . هنوز بايد ...


[ بالا رفتيم دوغ بود ، قصه ي بي بيم دروغ بود ، پايين اومديم ماست بود ، قصه ي ما راست بود . قصه ي ما به سر رسيد ، کلاغه به خونش نرسيد . هاچين و واچين زنجير و ورچين]


* شعر پريا از احمد شاملو ( الف . بامداد )

 
 

 

يک تکه نور، يک تکه تاريخ
فواد خاک نژاد

بهترين سالهاي زندگي ما
سيد ابراهيم نبوي

خداحافظ آقاي رئيس جمهور
هادي حيدري

آخرين روز خاتمي خودمان
محمدعلي ابطحي

هشت سال گذشت
مونا خاتمي

ايستگاه اصلاحات
هادي دوست محمدي

قصه ي ما راست بود
فواد خاک نژاد

سلام آقاي خاتمي
آرين ايران پرست

تقصير تو نبود
نازمريم شيخها

خاتمي!
محمد اميررحماني

درست در ميان 20سالگي
سجاد
صاحبان زند

گذشت، مثل برق و باد
غريبه

يادداشت
ناشناس

خداحافظ، سيدِ خندان
بيانيه ي جمعي از وبلاگ نويسان براي خاتمي

تير و مرداد
دنيا مقصودلو

 

 
         
   

کپي برداري و نشر دوباره مطالب نشريه الکترونيکي منفي، فقط با ذکر منبع مجاز است
(c) 2005 - Manfi Magazine | All Rights Rsvd.
Design By : Hadi Farzad
« Hadi Farzad Web Solutions »
> Hosting By Aryanic.com <


کاربر آنلاين