سال اول / شماره 6
 دوشنبه 17 مرداد  سال 84

 
 




  در باره منفي   

شناسنامه    

شماره 6 (ويژه نامه خاتمي)

شماره 5
شماره 4
شماره 3
شماره 2
شماره 1

براي پشتيباني از "منفي" ، با کپي تگ زير در سايت يا وبلاگ خود، ما را ياري نماييد.

نشريه الکترونيکي منفي

اخبار روز

لطفا براي همکاري و ثبت لينک دوستان با info@manfi.net مکاتبه نماييد

براي اطلاع از آخرين تغييرات و به روز رساني هاي نشريه الکترونيکي منفي، در خبرنامه ما ثبت نام کنيد

 

 

 

  بهترين سالهاي زندگي ِ ما

  ويژه نامه خاتمي نشريه منفي

  سيد ابراهيم نبوي | Nabavi [at] Manfi [dot] net

 

آنچه در اين نوشته مي خوانيد مروري است بر هشت سال رياست جمهوري خاتمي، زبان اين نوشته چيزي است بين گزارش و طنز و چيزهاي ديگر، اين نوشته ها را از آنچه در اين هشت سال نوشته ام، استخراج کرده ام و چون اين گزارش طولاني خواهد شد، آنرا در سه قسمت مي خوانيد، آنچه در بخش اول مي خوانيد سرگذشت دوسال نخست خاتمي است، سالهايي که با اميد و زيبايي آغاز شد، به روزهاي اوج مطبوعات اصلاح طلب رسيد، شاهد فاجعه هجده تير و قتلهاي زنجيره اي بود. در دو بخش آينده به مرور شش سال بعد مي پردازم.
 


دوم خرداد، يک روز پس از اول خرداد
همه منتظر دوم خرداد بودند. وقتي علي اکبرناطق نوري کانديداي رياست جمهوري شد همگان دريافتند که عصر جمهوري به سر آمده است. اما وقتي سيد محمد خاتمي وارد صحنه شد، صداي کنفوسيوس حکيم از عمق تاريخ برخاست و آوايي در عالم پيچيد« عجب! باز هم فيلسوف ها وارد سياست شدند.»

چرا خاتمي کانديدا شد؟
وي که براي بازديد به آبشار نياگارا رفته بود، از همان بالا هل داده شد. همگان کف زدند و سوت کشيدند. خبرنگاران بي بي سي و سي ان ان و شبکه الجزيره جمع شدند و از خاتمي پرسيدند« چي شد که پريديد؟» خاتمي گفت« اگر بفهمم کدوم پدرسوخته اي منو پرت کرده توي آب، پدرش رو در مي آرم.» بله، هميشه واقعيت آن طور اتفاق نمي افتد که بايد بيفتد، بلکه در اکثر موارد طوري اتفاق مي افتد که نبايد بيفتد. سرانجام خاتمي کانديداي رياست جمهوري ايران شد. او مي دانست که:
1) رئيس جمهور بايد اهل راه آمدن با کليه جناح ها باشد.
2) رئيس جمهور بايد بتواند همه حرف هايش را پس بگيرد.
3) رئيس جمهور بايد کاري بکتد بهر نظارت استصوابي که نه سيخ بسوزد نه کباب.
4) رئيس جمهور بايد مرد باشد، اخمو و بداخلاق و زياد هم نبايد با ملت قاطي شود.
5) رئيس جمهور نبايد انتظار داشته باشد که هر اتفاقي بيفتد.
سيد محمد خاتمي چند روز اين موارد را بررسي کرد و بعد از اينکه مطمئن شد هيچ کدام از خصوصيات را ندارد، کانديداي رياست جمهوري شد.

  آيا خاتمي فکر مي کرد رئيس جمهور شود؟
کساني که خاتمي را مي شناسند مي دانند که او اگر فکر مي کرد ممکن است رئيس جمهور بشود قطعا کانديدا نمي شود. او اميدوار بود که مردم ايران يک بار ديگر با مشت محکم به دهان ليبرال ها و غرب زدگان و عوامل دشمن بزنند و ناطق نوري يا هرکس ديگري غير از خاتمي را انتخاب کنند. يک روز بعد، همزمان با روزي که خاتمي رئيس جمهور شد، وي اظهار داشت« چرا اينطوري شد؟ قرار نبود ما رئيس جمهور بشيم.»

  چه عواملي دست به دست هم دادند؟
براي انتخاب خاتمي اين عوامل دست به دست هم دادند:
1) مردم ساير کانديداها از جمله ناطق نوري را مي شناختند، بنابراين به خاتمي راي دادند.
2) خاتمي چهره شناخته شده اي براي مردم نبود. و طبعا وقتي کسي شناخته شده نباشد، مردم اطمينان پيدا مي کنند که حتما آدم خوبي است. چون اگر آدم خوبي نبود، لابد همه او را مي شناختند.
3) خاتمي علاقه اي به رياست جمهوري نداشت، بنابراين مردم مطمئن بودن که آدم سالمي است، چون اگر آدم سالمي نبود دلش مي خواست رئيس جمهور شود.
4) مشخصات ظاهري خاتمي از جمله تيپ، ميزان خنده موجود در چهره، تميز بودن، مرتب و حساب شده حرف زدن، فرياد نکشيدن، نوع عينک و مواردي از اين دست در انتخاب خاتمي نقش فراوان داشت.
5) از جمله کساني که در انتخاب خاتمي در دور اول نقش فعال داشتند بايد از جواد و علي لاريجاني، احمد ناطق نوري، حسين الله کرم، يوسف ميرشکاک و ساير آقايان را نام برد. اين افراد خاتمي را ضدانقلاب، مخالف نظام، مساله دار، مخالف ولايت فقيه، فمينيست و روشنفکر معرفي کردند. در نتيجه مردم هم به او راي دادند.
6) مهم ترين عامل انتخاب خاتمي صدا و سيما بود که تلاش کرد تا ناطق رئيس جمهور شود.
در نتيجه ابر و باد و مه و خورشيد و فلک فعاليت تبليغاتي شان را آغاز کردند و باعث شدند که در يک روز دل انگيز بهاري خاتمي رئيس جمهور شود.

خاتمي؛ مردي که نمي خواست سلطان باشد
خاتمي وقتي روي صندلي رياست جمهوري نشست، هنوز بوي پسته از آن صندلي به مشام مي رسيد. وي چند بار با ناراحتي از جا بلند شد و دوباره نشست. کسي علت اين موضوع را نفهميد. آيا فنرهاي صندلي رياست جمهوري در رفته بود؟ آيا هاشمي در آخرين لحظات چيزي روي صندلي جا گذاشته بود؟
خاتمي پس از روي کارآمدن با چند مشکل کوچک مواجه شد:
1) سخنرانان وقتي ميکروفون به دستشان مي افتاد براي رضاي خدا عليه خاتمي حرف مي زدند.
2) با وجود اينکه همه دولت هاي جهان با خشنودي خاتمي را به عنوان رئيس جمهور به رسميت شناخته بودند، اما صدا و سيما هنوز هاشمي را رئيس جمهور مي دانست و از نظر صدا و سيما ولايتي هنوز وزير امور خارجه بود.
3) مجلس از رياست جمهوري خاتمي ناراحت بود و از اينکه مجبور بود براي اذيت کردن او وقتش را تلف کند، عذاب مي کشيد.
4) قوه قضائيه از اين که آدمي که تا مدتي قبل مي توانست يک متهم باشد، تبديل به رئيس يک قوه و ناظر اجراي قانون اساسي شده است، احساس عذاب مي کرد.
5) خاتمي براي انتخاب کابينه اش بايد با تمام جهانيان مشورت مي کرد.
6) تقريبا تمام مسوولاني که سرکار بودند از خاتمي بدشان مي آمد. اولين مشکل خاتمي از همين جا شروع شد: چه کساني بايد وزير باشند؟
- همه فرياد مي زدند: ما، ما، ما

خاتمي، دوستت داريم، وحشتناک!
- وحشتناک يعني چي؟
- وحشتناک يعني خفن
- خفن يعني چي؟
- خفن يعني باحال، بامرام
- باحال يعني چي؟
با حال يعني مامان، يعني اند مرام
اما، بچه هايي که بدون اجازه بزرگترها قد کشيده بودندو سرشان کم کم داشت به طاق مي خورد، خاتمي را دوست داشتند. هرجا خاتمي مي رفت آنان هم مي رفتند. برايش کف مي زدندو سوت مي کشيدند. به تدريج کف زدن، سوت کشيدن، خوش تيپ بودن و خوش قيافه بودن ممنوع اعلام شد


 

 

 

يک تکه نور، يک تکه تاريخ
فواد خاک نژاد

بهترين سالهاي زندگي ما
سيد ابراهيم نبوي

خداحافظ آقاي رئيس جمهور
هادي حيدري

آخرين روز خاتمي خودمان
محمدعلي ابطحي

هشت سال گذشت
مونا خاتمي

ايستگاه اصلاحات
هادي دوست محمدي

قصه ي ما راست بود
فواد خاک نژاد

سلام آقاي خاتمي
آرين ايران پرست

تقصير تو نبود
نازمريم شيخها

خاتمي!
محمد اميررحماني

درست در ميان 20سالگي
سجاد
صاحبان زند

گذشت، مثل برق و باد
غريبه

يادداشت
ناشناس

خداحافظ، سيدِ خندان
بيانيه ي جمعي از وبلاگ نويسان براي خاتمي

تير و مرداد
دنيا مقصودلو

 

 
         
   

کپي برداري و نشر دوباره مطالب نشريه الکترونيکي منفي، فقط با ذکر منبع مجاز است
(c) 2005 - Manfi Magazine | All Rights Rsvd.
Design By : Hadi Farzad
« Hadi Farzad Web Solutions »
> Hosting By Aryanic.com <


کاربر آنلاين